تبلیغات
قاره اسرار - مطالب شخصیت ها
نیم نگاهی به قاره اسرار آمیز آفریقا

جمال مبارك جانشین احتمالی پدر

شنبه 3 مهر 1389 01:36 ب.ظ

نویسنده : حسین طاهری
ارسال شده در: سیاسی ، شخصیت ها ،
"نیروهای اپوزیسیون مصر همگی در یك مورد با یكدیگر موافق هستند و آن اینكه نباید به جمال مبارك اجازه داده شود تا به عنوان رئیس‌جمهور مصر جانشین پدرش حسنی مبارك شود."


جمال فرزند حسنی مبارك و جانشین احتمالی وی
مجله "فارن پالیسی" طی تحلیلی درخصوص انتخابات ریاست جمهوری آتی در مصر آورده است: "در اعتراضات خیابانی گروه‌های اپوزیسیون در مصر معترضان خواستار عدم انتقال قدرت از پدر به پسر شدند. معترضان همچنین خواهان آن بودند كه مصر توسط حسنی مبارك تبدیل به یك جمهوری سلطنتی نشود.

در مقایسه با اصول دموكراتیك، به ارث بردن جایگاه پدر توسط جمال مبارك، امری مشمئز كننده است و دموكراسی واقعی گزینه‌ای بر روی میز در مصر نیست. واقعیت این است كه به جای یك رویای دموكراتیك،‌ ما با گزینه‌هایی نامطلوب مواجه هستیم: یك انتقال قدرت موروثی، ریاست جمهوری حسنی مبارك برای دوره ششم، انتقال قدرت
به یك "كله گنده" خشن مثل عمر سلیمان، رئیس سازمان اطلاعات و یا یك كودتای نظامی.

محمد البرادعی، مدیركل سابق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی كه خود یك مصری است، چندی پیش خواستار اصلاحات سیاسی در مصر شد، اما تا به حال به نتیجه‌ای دست نیافته است. البرادعی هم‌اكنون به عنوان یكی از رهبران اپوزیسیون مصر و به كمك اخوان‌المسلمین در حال جمع‌آوری یك میلیون امضا برای تغییر روند سیاسی مصر است، اما تصور اینكه یك كشور فقط با امضا دموكراتیك شود، بسیار دشوار است. البرادعی همچنین از احزاب سیاسی مصر درخواست كرده انتخابات پارلمانی پیش رو را تحریم كنند، اما معلوم نیست وی با این روش به دنبال چه دستاوردی است.
از طرفی، حزب ملی حاكم متعلق به حسنی مبارك نیز ممكن است از این اقدام استقبال كند، زیرا خواهان برگزاری انتخاباتی آرام و به دور از دردسر اپوزیسیون است.



به نوشته این روزنامه اگر یك انقلاب دموكراتیك نامحتمل باشد، یك كودتای نظامی در مصر نیز بعید به نظر می‌رسد. نیروهای مسلح مصر به مبارك و پسرش وفادارند و آنقدر محافظه‌كارند كه تمایلی برای سرنگونی نظام سیاسی موجود ندارند. همچنین به نظر نمی‌رسد كه عمر سلیمان نیز قدرت را در دست بگیرد، زیرا اگر حسنی مبارك تصمیم داشت وی را جانشین خود كند، مدت‌ها قبل، وی را معاون رئیس‌جمهور می‌كرد. بنابراین واقعا دو گزینه باقی می‌ماند: جمال یا پدرش.


عمر سلیمان دیگر نامزد احتمالی برای تصدی كرسی ریاست جمهوری مصر پس از مبارك

حسنی مبارك 82 ساله كه بیمار نیز است، می‌تواند با شركت در انتخابات ریاست جمهوری، برای بار ششم پیروز شود، اما وضعیت جسمانی‌اش اجازه این كار را به او نمی‌دهد.

اگر جمال مبارك در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شود، وی اولین رهبری خواهد بود كه از طریق انتخابات "رقابتی" قدرت را در دست گرفته است. البته هیچ كس در غیر آزاد بودن و غیرعادلانه بودن این انتخابات شك ندارد اما به هر حال در آن تعدادی كاندیدا در مقابل رئیس‌جمهور می‌ایستند. تنها از سال 84 این امر برای مردم مصر امكان‌پذیر شد تا در انتخابات ریاست جمهوری شركت كنند كه چندین كاندیدا حضور داشتند.
 در همین راستاپایگاه خبری میدل ایست آنلاین در مطلبی با عنوان"جمال مبارک رویای فقرا یا کابوس آنان" نوشت، جمال مبارک هیچگاه غمخوار شهروندان مصرنبود زیرا در محیطی بزرگ نشد که هموطنانش در آن زندگی می کنند.

عادل الجوهری نویسنده این مطلب، می افزاید، به نظر می رسد حسنی مبارک رییس جمهوری مصر برای تحقق سرکشی های سیاسی فرزندش جمال، حد و مرزی قرار نداده است تا این فرد تنها به این علت که فرزند حاکم مصر است، حکومت را حق طبیعی خود بداند. از نگاه جمال مبارک، سمت ریاست جمهوری مثل میراث های طبیعی دیگری است که با مرگ پدر به فرزند منتقل می شود، میراثی از نوع تعداد زیادی از مشاغل که از پدران به پسران می رسد؛ با این تفاوت که میراث حسنی مبارک برای پسر، سمتی سیاسی است و با همه مشاغل گذشته متفاوت است. آنچه موروثی شدن حکومت در مصر را با شگفتی روبرو می کند همخوانی کامل انتقال قدرت با انتقال مشاغل دیگر از پدران به پسران است.

اما حزب حاکم با رد تلاشهایش برای موروثی کردن حاکمیت، در پی ترویج این مسئله است که جمال مبارک تنها با روش انتخابی رییس جمهور خواهد شد اما بدون شک این گفتار، همان کلمه حقی است که از آن باطل اراده می شود. در مصر امروز نه تنها کسی نمی تواند بدون اتکا به حزب حاکم نامزد انتخابات شود بلکه کلمه انتخابات در این کشور مترادف با تقلب، فریب و ترور معنوی رقیب و حتی در صورت لزوم ترور فیزیکی رقیب است.
 اگر غیر از این باشد باید این سئوال را مطرح کرد که چگونه است در چنین شرایطی تمامی مراکز امنیتی و اطلاعاتی با تمام قدرت تنها در پشت جمال مبارک جمع شده اند؟ آیا به راستی بر اساس تبلیغات حزب حاکم، جمال مبارک رویای فقرای کشور است؟ همیشه اشخاصی که تافته جدا بافته از شهروندان کشور خویشند نمی توانند رویای ملت خود از جمله قشر فقیر مردم باشند ، زیرا این افراد نه چیزی از فقر گسترده در کشور می دانند نه چیزی از درد و رنج فراوان ملت ستمدیده، در حالی که دامنه فقر شدید در مناطق روستایی مصر به بیش از چهل درصد ساکنان می رسد.



جمال مبارك و پدرش حامیان چندانی میان مردم ندارند.

 از نگاه فقرا نیز جمال مبارک کسی جز حامی بازرگانان و تجار کشور و عاملی برای تقویت شکاف طبقاتی در مصر نیست در نتیجه انتخاب شعار " جمال رویای فقرا" تنها به بازی گرفتن افکار عمومی جامعه است ضمن اینکه طرح چنین شعاری برخواسته از اندیشه هایی است که افکار عمومی را کودن می دانند اما به نظر می رسد جامعه امروز مصر بیدارتر از آن باشد که این اندیشه ها بتوانند با چنین شعارهایی بهره برداری سیاسی کنند.



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: جمال مبارك ، حسنی مبارك ، عمر سلیمان ، انتخابات ریاست جمهوری مصر ،
آخرین ویرایش: شنبه 3 مهر 1389 01:56 ب.ظ

عایشه دختر قذافی و جانشین احتمالی پدر

دوشنبه 29 شهریور 1389 01:01 ب.ظ

نویسنده : حسین طاهری
ارسال شده در: شخصیت ها ، سیاسی ،

 عایشه قذافی تک دختر معمر قذافی رهبر لیبی است. عایشه در حال حاضر دارای رتبه سپهبد در ارتش لیبی است اما در رشته حقوق تحصیل کرده است. قذافی بارها در مراسم مختلف علاقه شدید خود را به این دختر اعلام کرده و گفته این دختر حتی توانایی اداره کشور و جانشینی مرا دارد.

عایشه یکی از اعضای تیم وکلای صدام 
دختر قذافی برخلاف احکام صادره ی پدر در کتاب سبز، بسیار غربی پوش و روشنفکر به حساب می‌آید. عایشه یکی از اعضای تیم وکلای صدام در محاکمه 2006 صدام در عراق بود. وی از سوی پدر برای این دفاع مأموریت گرفت و البته تأمین مالی سایر تیم وکلای صدام هم بر عهده قذافی بود . قذافی با اعدام صدام، در لیبی 3 روز عزای عمومی اعلام کرد .(معمر قذافی معروف به صدام ثانی یکی از مخالفان سرسخت شیعه و حزب الله است و امام موسی صدر با دعوت رسمی قذافی به طرابلس رفت و ناپدید شد البته بعدها از تبانی قذافی و موساد، سازمان جاسوسی رژیم اشغالگر قدس- در زمینه ربودن پرده برداشته شد. قذافی به سخنرانی‌های متعدد و داشتن محافظان زن آمازونی ( Amazonia) هم معروف است و همواره 40 زن زیبا و قوی هیکل از او به عنوان محافظان شخصی (personal guarde) حفاظت می‌کنند.) 

 ازدواج اجباری عایشه به دستور پدر 
به گزارش جهان؛ وی در سال 2006 به پیشنهاد پدر با پسر عموی پدرش ازدواج کرد این در حالیست که عایشه زمانی که برای تحصیل در مقطع دکترا در رشته حقوق بین الملل به پاریس سفر کرد عاشق پسر جوانی می شود و تصمیم به ازدواج می گیرد که با مخالفت شدید معمر قذافی مواجه شد همین امر موجب افسردگی عایشه شد. در نهایت وی اقدام به ترک تحصیل کرده و به لیبی بازگشت. پس از بازگشت، پدرش برای روحیه دادن به وی، ترتیب داد تا مدرک دکترای افتخاری به وی داده است.

دختر قذافی علاقه بسیار زیادی به صدام، دیکتاتور سابق عراق داشت به طوری که وی را عمو صدا می زد. اخبار حاکی از آنست که دختر قذافی، پیش از حمله اشغالگران به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی، به بغداد سفر کرده و با صدام و دیگر مقامات عراقی دیدار و گفتگو کرده است پس از اعدام صدام دختر رهبر لیبی به شدت این اقدام را محکوم کرده و با شهید نامیدن دیکتاتور سابق عراق، اعدام وی را یک دستور آمریکایی خواند.
عایشه پس از بازداشت دیکتاتور سابق عراق، اعلام کرد که مایل است عضو تیم وکلای دفاع از «صدام» باشد. و در این باره گفته : دوست دارم از عمو صدام دفاع کنم زیرا وی مانند پدر من است و با مشکلات قانونی بسیار زیادی روبرو شده است!.

دختر رهبر لیبی حامی مالی سران سابق بعث 
خبر های منابع آگاه از صنعاء پایتخت یمن حاکی از آنست که پس از سقوط رژیم بعث عراق، تعداد زیادی از سران و مقامات سابق بعث به یمن گریختند و در آنجا یک تشکل سیاسی تأسیس کردند تا به همکاری و ارتباط با یکدیگر ادامه بدهند. این منابع آگاه می‌گویند: «عایشه قذافی» پرداخت کننده هزینه‌های مالی تأسیس این تشکل بوده است. 

عایشه قذافی نیز مانند پدرش علاقه خاصی به رفتارهای ویژه و تعجب برانگیز دارد تا بتواند توجه همگان را به خود جلب کند. از جمله اقدامات غیر قابل تصور وی، سفر به انگلیس و رفتن به «هاید پارک» و سخنرانی در تریبون آزاد آنجا بود. وی در آن سخنرانی از ارتش جمهوری ایرلند طرفداری کرد.

توضیح عکس:نفر اول از سمت چپ، عایشه قذافی

ولخرج ترین شاهزاده حوزه خلیج فارس
عایشه قذافی در ریخت و پاش و عیش و نوش از بسیاری از دختران و شاهزادگان کشورهای حوزه خلیج فارس نیز ولخرج تر است. وقت زیادی را در شهرهای مختلف اروپایی و در مجلل ترین هتل های آن می‌گذراند. کثرت سفرهای وی به اروپا، توجه مجلات این کشور را به خود جلب کرده است و بسیاری از آنان شروع کردند به انتشار عکس های مختلفی از وی در حالات مختلف.


آخرین اخبار از  عایشه قذافی حاکی از آن دارد که وی روز به روز در حال کسب شهرت بیشتر است و برخی از کارشناسان مسائل سیاسی لیبی معتقدند وی سرسخت ترین و اصلی ترین رقیب برادرش سیف الإسلام قذافی برای جانشینی معمر قذافی است. 
 
با توجه به اینکه عایشه قذافی مانند پدر فردی جاه طلب،عیاش و مستبد است و سعی در معرفی خود در رسانه ها دارد اما بعید به نظر می رسد که وی جانشین معمر قذافی شود زیرا عایشه با رفتارهای نامناسب در بین جهان اسلام و عرب و به خصوص مردم لیبی از محبوبیت کافی برخوردار نیست و احتمالا برادرش سیف السلام قذافی جانشین پدر خواهد شد.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: عایشه ، دختر قذافی ، سیف الاسلام ، صدام ،
آخرین ویرایش: - -

بیوگرافی حسنی مبارك و تصاویری جالب و كم نظیر از رئیس جمهور مصر

دوشنبه 1 شهریور 1389 10:24 ق.ظ

نویسنده : حسین طاهری
ارسال شده در: سیاسی ، شخصیت ها ، عكس ،

«محمد حسنی سید مبارك» معروف به حسنی مبارك (Hosni Mubarak) در 4 می سال 1928 میلادی به دنیا آمد. دوره دبیرستان را در دبیرستان «المساعی» شبین كوم مصر گذارند و سپس وارد دانشكده نظامی شد و توانست در فوریه 1949میلادی دیپلم علوم نظامی اخذ و با درجه ستوان دومی فارغ التحصیل شود.

سپس به مدت 3 ماه به عنوان افسر پیاده نظام فعالیت نموده تا اینكه دانشكده هوایی مصر اعلام كرد كه از میان دانش آموختگان دانشكده نظامی نیرو می پذیرد. حسنی مبارك نیز به همراه یازده افسر دیگر پس از موفقیت در امتحانات مقدماتی به دانشكده هوایی راه یافت.



مبارك در 12 مارس 1950 میلادی دیپلم علوم هوایی از این دانشكده اخذ نموده و در سال 1964 میلادی نیز در دوره مطالعات عالی، آكادمی نظامی «فرونز» اتحاد جماهیر شوروی شركت كرد. وی به محض فارغ التحصیلی به سرعت وارد مشاغل نظامی گردید، به گونه ای كه در 13 مارس 1950 میلادی در نیروی هوایی مشغول به كار شد. سپس در سال 1951 میلادی برای آموزش جنگ افزار به فرودگاه «حلوان» نقل مكان و تا سال 1953 میلادی در این مكان به كار خود ادامه داد.

او سپس به دانشكده هوایی منتقل شد تا به عنوان مدرس به فعالیت بپردازد. وی سپس به دستیاری ستاد جنگ دانشكده و بعد از آن به فرماندهی اسكادران هوایی انتخاب و تا سال 1959 میلادی در این سمت مشغول به فعالیت گردید.



مبارك به همراه هیات های مصری سفرهای متعددی به اتحاد شوروی داشت و بین سال های 1964-1965میلادی در دوره مطالعات عالی آكادمی نظامی فرونز اتحاد جماهیر شوروی شركت كرد. وی تا سال 1966 میلادی فرمانده تیپ بمب افكن ها و همچنین معاونت فرماندهی پایگاه هوایی غرب قاهره را بر عهده داشت.

در 1967 میلادی مبارك فرماندهی پایگاه هوایی بنی سویف را بر عهده داشت و در سال 1967 میلادی در دوره ای كه مصر شاهد جنگ با اسرائیل بود، به ریاست دانشكده هوایی انتخاب و سپس در 1969 میلادی به درجه سرهنگی رسیده و سپس سمت ریاست ستاد جنگ نیروهای هوایی را بر عهده گرفت وسپس در آوریل 1972  میلادی فرمانده نیروهای هوایی مصر و در همان سال معاون وزیر جنگ شد.

مبارك در جنگ اكتبر 1973 میلادی نیروهای هوایی مصر را رهبری كرد و سرتیپ محمد حسنی مبارك در فوریه 1974 میلادی به پاس زحماتش در جنگ با اسرائیل به رتبه سرلشكری نائل آمد. در 15 آوریل 1975 میلادی محمد انور السادات، وی را به سمت معاونت ریاست جمهوری انتخاب كرد.

مبارك در طول سال های 1975-1981 میلادی در این سمت به فعالیت پرداخت. زمانی كه سادات در سال 1978 میلادی حزب ملی دموكراتیك را تاسیس نمود، مبارك معاون رئیس حزب شد. در این دوره وی بسیاری از مسئولیت های عربی و بین المللی مصر را بر عهده داشت.



انور سادات و مبارك

در 14 اكتبر 1981 میلادی پس از ترور انور السادات، محمد حسنی مبارك سكان هدایت مصر را بر عهده گرفت. انتخاب وی پس از آن صورت گرفت كه مجلس ملی وی را به عنوان نامزد ریاست جمهوری معرفی كرد و مردم نیز در یك همه پرسی ریاست جمهوری او را تایید كردند.



در 5 اكتبر 1987 میلادی برای بار دوم همه پرسی برای انتخاب مجدد حسنی مبارك تكرار و او بار دیگر در مقام خود ابقا شد. در سال های 1993 و 1999 میلادی نیز این روند باردیگر تكرار و حسنی مبارك برای سومین و چهارمین بارپیاپی اداره امور را در این كشور مهم عربی بر عهده گرفت.


حسنی مبارك و جعفر نمیری رئیس جمهور اسبق سودان

4دوره تصاحب پی در پی قدرت توسط حسنی مبارك اعتراض مخالفان را به همراه داشت. معارضین خواهان تغییر قانون اساسی بودند تا افراد دیگری نیز بتوانند در انتخابات ریاست جمهوری شركت كنند و رئیس جمهور به جای همه پرسی با رای مستقیم مردم انتخاب شود.


به همین مناسبت در فوریه 2005 میلادی پس از درخواست حسنی مبارك برای اصلاح ماده 76 قانون اساسی مصر، مجلس این كشور با اصلاح قانون اساسی موافقت كرد. بر این اساس رئیس جمهور به جای همه پرسی كه تا قبل از این مرسوم بود، برای اولین بار با رای مستقیم مردم انتخاب می شد.

اما در مقابل قیود و محدودیت های شدیدی علیه افرادی كه قصد نامزدی در انتخابات داشتند، وضع گردید. به گونه ای كه معارضین، مبارك را به زمینه سازی برای موروثی كردن حكومت به فرزندش جمال مبارك متهم كردند.

به هرحال مبارك در انتخابات سال 2005  میلادی توانست بر رقبای نه چندان مطرح خود فائق آید و برای 6 سال دیگر در مقام خود ابقا شود. مبارك در دوران زمامداری بر مصر هیچگاه كسی را به عنوان قائم مقام خود تعیین نكرده است.

از مدت ها پیش بحث جانشینی مبارك 82 ساله كه از وضعیت نامساعد جسمانی نیز رنج می برد، در محافل رسانه ای دنیا مورد توجه قرار گرفت. چهره هایی نظیر جمال مبارك فرزند حسنی مبارك، ژنرال سلیمان رئیس دستگاه های اطلاعاتی مصر، محمد البرادعی رئیس سابق سازمان بین المللی انرژی اتمی، عمرو موسی دبیركل اتحادیه عرب و «صفوت شریف» دبیركل حزب حاكم مصر از جانشینان احتمالی وی به شمار می روند.

مبارك گفتگوهای صلحی كه انور سادات با اسرائیل در كمپ دیوید شروع كرده بود را تكمیل و روند صلح مصر با اسرائیل را ادامه بخشید. به گفته معارضین در عصر مبارك و از زمان روی كار آمدن وی به علت حاكم بودن قانون فوق العاده، اعتصابات كارگری، پدیده شكنجه در مراكز پلیس و خشونت علیه زنان افزایش یافته است.

«سوزان صالح ثابت» معروف به سوزان مبارك همسر وی است و علاء و جمال نیز دو پسر او هستند. دو نوه به نام های محمد و عمر از فرزند بزرگش علاء دارد كه محمد در 18 می سال 2009  میلادی در سن 12 سالگی در اثر یك بیماری سخت از دنیا رفت و از فرزندش جمال نیز یك دختر به نام فریده دارد كه در 23 مارس 2010  میلادی در لندن متولد شد.

به ترتیب از راست به چپ: علاء مبارك، جمال مبارك و سوزان مبارك

مبارك و نوه اش محمد

مبارك و نوه اش محمد

و اكنون نیز چند تصویر جالب از حسنی مبارك رئیس جمهور مصر البته شاید بیش از اندازه تعجب كنید مخصوصا اون بخش حاجی مباركشو........





دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: حسنی مبارك ، رئیس جمهور مصر ، جمال مبارك ، علاء مبارك ، سوزان مبارك ، انور سادات ، تصاویری كم نظیر از مبارك ،
آخرین ویرایش: - -

تصاویری جالب از انور سادات

شنبه 1 خرداد 1389 02:26 ب.ظ

نویسنده : حسین طاهری
ارسال شده در: شخصیت ها ، عكس ،
محمد انور السادات سیاست‌مدار و نظامی مصری بود. او سومین رئیس جمهور مصر بود و این سمت را از تاریخ  15 اكتبر 1970 تا روز ترورش توسط جهاد اسلامی مصر در تاریخ 6 اكتبر 1981 به عهده داشت.

وی اولین حاکم یک کشور عرب بود که پیمان صلح را با رژیم صهیونیستی امضاء نمود و این رژیم را به رسمیت شناخت. که به دلیل همین تلاش وی برای برقراری صلح موفق به دریافت جایزه صلح نوبل در ۱۹۷۸ گردید.

در  سال 1981 ، سادات اقدام به سرکوب و دستگیری گروه‌های مختلف سیاسی در جهت آرام کردن و کنترل کامل اوضاع مصر نمود که موج دستگیری‌ها در خارج از مصر با محکومیت‌های بین‌المللی مواجه شد.

سپتامبر سال ۱۹۸۱ میلادی، سادات اقدام به سرکوب گروه‌های مختلف سیاسی در جهت آرام کردن و کنترل کامل اوضاع مصر را نمود و دستور دستگیری گروه‌های كمونیست، ناصریست(ملی گراهای عرب)، فمینیست، اسلام گراها و همچنین گروه‌هایی از دانشجویان فعال سیاسی را صادر کرد. آمار کاملی از تعداد دستگیر شدگان سپتامبر ۱۹۸۱ وجود ندارد اما آگاهان تعداد آنان را کمتر از ۱۶۰۰ نفر تخمین می‌زنند. موج دستگیری‌ها در خارج از مصر با محکومیت‌های بین المللی مواجه شد.

در طول سلطنت محمد رضا پهلوی و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، رابطه تهران و قاهره رابطه‌ای بسیار گرم و دوستانه بود چنان که شاه ایران، انور سادات را برادر محبوب خود می‌نامید. پس از پیروزی انقلاب ایران و تبعید شاه از ایران، وی مدتی از آخرین روزهای زندگی خود را به دعوت دوست سابق و وفادار خود در کشور مصر گذراند و پس از بازگشت از چند سفر دوباره به مصر بازگشت و روزهای واپسین عمر خود را در این کشور سپری کرد.

این تصاویر قبل از ریاست جمهوری انور سادات و زمانی كه وی وزیر كشور جمال عبدالناصر بود، توسط «فاروق ابراهیم» عكاس مصری گرفته شده است. انتشار این تصاویر تعجب و شگفتی جهان عرب و رسانه های دنیا را به همراه داشت. فاروق ابراهیم درباره این عكس ها گفته است كه وی سادات را قانع كرد كه اجازه دهد تا از او عكس بگیرد و سادات نیز به سادگی با درخواست من موافقت نمود.














دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: انور سادات رئیس جمهور مصر ، تصاویری جالب ،
آخرین ویرایش: شنبه 1 خرداد 1389 02:50 ب.ظ

پادشاهان آفریقایی

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 11:44 ق.ظ

نویسنده : حسین طاهری
ارسال شده در: شخصیت ها ، اجتماعی ، فرهنگی ،

 

«نجای كامگو جوزف» معروف به پلنگ طلایی؛ پادشاه قبایل باندوگون در كامرون؛ وی خودش را برادر حیوانات شجاع و قوی می داند. جوزف مدعی است كه می تواند خود را به پلنگ تبدیل كند!!!

«اسیدیو آدو دانكوای سوم»؛ فرمانروای قبایل آكروپونگ در غنا و مشاور اقتصادی پادشاه غنا و عاشق جنگ است. وی كه دانش آموخته دانشگاه های لندن است پس از فراغت از تحصیل به كشورش باز می گردد و پادشاه منطقه ی آكروپونگ می شود. این پادشاه معتقد است كودكی كه در تصویر روبرویش نشسته، روحش است. این روح حمایت شده از جانب بت هاست و پادشاه را از بیماری ها، شرارت ها و ارواح پلید محافظت می كند. پادشاه بر این باور است كه این كودك نباید مریض یا زخمی شود و اگر این كودك بمیرد، آن روز، روز مرگ پادشاه خواهد بود.

سلطان عثمان اول؛ پادشاهی در نیجریه،وی كه مبلغ اسلام در نیجریه بود، 15 روز پس از گرفتن این عكس دار فانی را وداع گفت. بیش از 50 سال در نیجریه حكمرانی كرد و ذریه وی اكنون بنا به وصیتش، مردم را در این كشور به اسلام فرا می خوانند.

«نیامی كوك مابینچ» پادشاه قبایل كبا در كنگو؛ در بیست سالگی به حكومت رسید و اكنون 50 سال سن دارد. گفته می شود كارهای خارق العاده ای می كند.

عرف و آداب قبیله ای چند موضوع را بر وی الزام آور می كند كه برخی از آنها عبارتند از:

  1. نمی تواند روی زمین بنشیند
  2. نمی تواند بر روی زمین زراعی راه برود.
  3. نباید كسی او را در حال خوردن ببیند.
  4. بدون آشپز شخصی به مسافرت نمی رود.

همچنین وزن لباسهایش تقریبا 42 كیلواست كه در طول عمرش فقط 3 بار آنها را عوض می كند.

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: پادشاهان آفریقایی ، نیجریه ، كامرون ، غنا ، كنگو ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 02:19 ب.ظ

من خمینی هستم!!

پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 08:41 ب.ظ

نویسنده : حسین طاهری
ارسال شده در: شخصیت ها ، اجتماعی ، دینی و مذهبی ،

«در آغازین روزهای مأموریتم در کشور سودان، به عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در خارطوم، سخت مشغول فعالیت و کارهای متراکم روزانه خود بودم که تلفن همراهم زنگ زد. صدای جوانی به گوشم رسید که گفت: من خمینی هستم»!

به گزارش «تابناک»، سید حامد ملکوتی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در سودان در گفت‌وگو با خبرنگار ما به ذکر خاطره ای از عمق نفوذ یاد و نام رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) در کشور محل مأموریتش پرداخت که شرح آن در زیر می‌آید:

شاید خوب متوجه نشدم یا باورم نشد یا به فکرم راه نمی‌یافت که در قاره آفریقا کسی به من زنگ بزند و خود را «خمینی» معرفی کند.


از او پرسیدم نامتان را متوجه نشدم، اگر ممکن است دوباره تکرار بفرمائید. او دوباره و با صدای رسا و پر طنین گفت: «من خمینی هستم». با شنیدن این جمله که خیلی برایم جالب بود و تازگی داشت، مشغول صحبت با او شدم و از او خواستم برای دیدار حضوری به رایزنی تشریف بیاورند.

و باز امروز، همانند روزهای دیگر در هوای بسیار داغ سودان، در دفتر کارم مشغول انجام امور و کارهای روزمره خود بودم که همکارم به من خبر داد: خمینی آمده است و می‌خواهد شما را ببیند.
از جایم بلند شدم و برای استقبالش رفتم. جوان 28 ساله، با چهره ای سیاه، اما بسیار بشاش و شاداب و مصمم، در آستانه ورود به اتاقم ظاهر شد. او را در آغوش گرفتم و به گرمی از او استقبال کردم و در همین لحظات که هنوز وارد گفت‌وگو با او نشده بودم، در ذهنم این جملات گذشت که: خدایت رحمت کند خمینی کبیر (ره). ای آقا، ای مولا، ای رهبر عظیم الشأن، چه کرده ای با مردم دنیا و دل‌های آنان که جوانان در دورترین نقاط کره خاکی و در جایی مثل سرزمین آفریقا و سودان، جوانان به عشق تو، نام خود را خمینی می‌گذارند و با افتخار و سربلندی تمام خود را خمینی معرفی می‌کنند.

پس از حال و احوال مرسوم با او گرم گفت‌وگو شدم و از او پرسیدم و علت نامگذاری اش به نام خمینی و آنچه در زیر می‌آید، پرسش و پاسخ‌هایی است که بین ما رد و بدل شد و تقدیم حضورتان می‌شود:

ـ چرا نام شما خمینی است؟ آیا چنین نامی در این منطقه و در آفریقا و سودان مرسوم است؟

 من نامم خمینی است و در سال 1982 م (1361ه.ق) در خارطوم متولد شدم. پدرم شغل آزاد داشت، به خاطر علاقه و عشقی که به امام خمینی ـ رحمت‌الله علیه ـ  پیدا کرده بود و چند سالی از انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی در ایران گذشته بود و از ایران و انقلاب و امام خمینی خیلی خبرها به این مناطق می رسید. پدرم آنچنان شیفته این شخصیت بزرگ تاریخی شده بود که از شدت علاقه، فرزند تازه متولد شده خود را خمینی نام نهاد و با افتخار تمام اسم مرا با این عنوان به بستگان و اقوام و دوستان خود معرفی کرد.

من با این نام بزرگ شدم تا اینکه کم کم فهمیدم دیگران و اطرافیان وقتی نام من را می‌شنوند، رفتار همراه با احترام نسبت به من دارند و متوجه شدم این تغییر رفتارها به واسطه نام متفاوتی است که من دارم و به تدریج با این نام و مهم بودن آن در بین مردم بیشتر از پیش آشنا می‌شدم.

ـ آیا تاکنون به ایران مسافرت کرده ای؟

بله. پس از اینکه لیسانس گرفتم. خیلی مایل بودم به ایران بروم و از نزدیک با کشور امام خمینی و مردم ایران آشنا شوم که بحمدالله این فرصت فراهم شد. در سال 78 سفری به ایران داشتم که در این سفر از اینکه نتوانستم امام خمینی ـ رحمت‌الله علیه ـ را در زمان حیاتش زیارت کنم ناراحت بودم و به هنگام زیارت مرقد امام خمینی در تهران خیلی متأثر شدم اما از اینکه با ملت شجاع و غیور ایران از نزدیک آشنا شده بودم و در خاک و کشوری حضور داشتم که جای جای آن از خمینی ـ رحمت‌الله علیه ـ و خدمات و اخلاق و عرفان و نفوذ کلام و قدرت رهبری و حکومت بر دل‌های مستضعفین گفت‌وگو می‌شد به خود می‌بالیدم و خوشحال بودم.

ـ آیا کسان دیگری هم هستند که نامشان خمینی باشد؟

 بله. هم‌اکنون من سه دوست صمیمی دارم که نامشان خمینی است و با آنها رفت و آمد دارم و بنا بر آمارهایی که شنیده‌ام، در کل کشور سودان بیش از صد نفر هستند که نامشان خمینی است و به عشق خمینی این نام را برگزیده اند.

ـ آیا به خاطر این نام  تاکنون با مشکلی هم  روبه‌رو بوده‌ای؟

 البته در طول عمرم خاطرات بسیار شیرینی از نحوه برخورد مردم با این نام دارم که جالب است و هرگاه در ذهنم مرور می‌کنم، برای خودم بسیار لذت بخش و خوشحال کننده است و همه جا با افتخار تمام و با غرور و سربلندی اعلام می کنم که نام من خمینی است. البته دو سه مورد هم به واسطه این نام با مشکلاتی روبه‌رو شدم و از دست یافتن به امتیازاتی که حق من بود محروم شدم اما اگر اجازه دهید از ذکر آنها خودداری کنم.

ـ اگر افرادی مایل باشند با شما در ارتباط باشند، از چه طریق می توانند؟

 ایمیل من khumini2010@gmail.com  است و خوشحال می‌شوم با دوستان جدیدی آشنا شوم.

ـ راستی نام کامل خود را نفرمودید؟
 
 نام کامل من «الخمینی ابراهیم احمد» است. 28 سال دارم و مجرد هستم و در شهر امدرمان از توابع خارطوم در کشور سودان زندگی می‌کنم.

ـ در پایان، اگر پیامی برای جوانان هم سن و سال خود دارید بفرمایید؟

 به همه جوانان ایران عشق می‌ورزم و به حالشان غبطه می‌خورم که در کشوری به دنیا آمده اند که نام خمینی ـ رحمت‌الله علیه ـ و خدمات او در جای جای آن وجود دارد و خوشا به حال جوانان ایرانی که چنین رهبر فرزانه ای همچون آیت‌الله خامنه‌ای ـ حفظه الله ـ دارند که نام او برای همه انسان‌های آزاده در سرتاسر جهان مایه فخر و مباهات است. راه امام خمینی ـ رحمت‌الله علیه ـ و رهبرتان آیت‌الله خامنه‌ای را ادامه دهید که پیروزید.

ـ چه آرزویی داری؟

 آرزو دارم یک بار دیگر به ایران سفر کنم و در آن اگر توفیق داشته باشم به زیارت مرقد امام خمینی ـ رحمت‌الله علیه ـ و دیدار حضرت آیت‌الله خامنه ای ـ حفظه الله ـ بروم و با افتخار به ایشان بگویم: من خمینی هستم. بدانید اگر امام خمینی (ره) از دنیا رفت، هزاران خمینی دیگر در همه جای دنیا با فکر و اندیشه او به دنیا آمده‌اند و به عشق او نامشان را خمینی نهاده و بزرگ شده‌اند و راه او را ادامه می‌دهند.

خمینی ملكوتی




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: ملكوتی ، من خمینی هستم ، سودان ،
آخرین ویرایش: جمعه 24 اردیبهشت 1389 08:47 ق.ظ

سلمان رشدی مصر

پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 02:18 ب.ظ

نویسنده : حسین طاهری
ارسال شده در: سیاسی ، شخصیت ها ، اجتماعی ، دینی و مذهبی ،

«سید القمنی» در 13 مارس 1947 در استان «بنی سویف» در شهر« الواسطی» مصر به دنیا آمد. پس از اخذ لیسانس فلسفه از دانشگاه «عین شمس» مصر، به مطالعاتش ادامه داد و توانست دكترای خود را در رشته جامعه شناسی ادیان از دانشگاه كالیفورنیای جنوبی كسب كند. برخی وی را پژوهشگر تاریخ اسلامی با رویكرد ماركسیستی می دانند و برخی دیگر وی را دارای افكاری می دانند كه با جرات توانسته است مقابل تفكر گروه های اسلام سیاسی بایستد. بسیاری او را مرتد و یكی از بلندگوهای آمریكا می دانند چرا كه بین دیدگاه های القمنی و دولت آمریكا در ضرورت تغییر رویكردهای دینی و اسلامی در جوامع اسلامی در مسائلی نظیر جهاد مشابهت های فراوانی وجود دارد.

القمنی در ابتدا از انقلاب 23 ژولای 1952 و رویكردهای قومی، عربی و سوسیالیستی این انقلاب تاثیر شگرفی پذیرفت به گونه ای كه «جمال عبدالناصر» رهبر این انقلاب الگویی برای القمنی و نسل وی به شمار می رفت. اما این نگاه چندان دوام نیاورد و با شكست نیروهای مصری در جنگ ژوئن 1967 در مقابل اسرائیل، ایده ناصریسم نیز رو به زوال نهاد و باعث بیداری طرفداران این جنبش شد. عده ای از آنان به اسلام سیاسی رو آوردند، عده ای دیگر ماركسیست شدند و عده ای نیز به لیبرالیسم گرویدند. القمنی جزو كسانی بود كه به لیبرالیسم گردن نهاد.

سید القمنی معتقد است كه قرآن دارای دو بعد است. بعد اول حقایقی است كه حوادث تاریخی صدر اسلام نظیر جنگ بدر و احد و درگیری یهودیان با مسلمین در یثرب را نشان می دهد. اما بعد دیگر به مسائل روحی و افسانه ای و اسطوره ای مربوط می شود كه به صورت یك اتفاق فیزیكی نبوده است و این را می توان یك نماد دانست و نه حقایق تاریخی.

القمنی نزول ملائكه برای جنگ با كفار در كنار مسلمانان در جنگ بدر و قضیه معراج را یك نماد و نه یك واقعیت می داند. به نظر القمنی مسلمان باید بین آنچه كه یك حقیقت تاریخی است و آنچه كه صرفا نمادی بیش نیست فرق قائل شوند چرا كه این مسائل قوانین منطقی و فیزیكی را به چالش می كشد. القمنی بر این باور است كه اعتقاد به نزول ملائكه در جنگ بدر به صورت غیر مستقیم بی حرمتی به اسلام است؛ چرا كه با حقایق دیگر در تعارض است القمنی می گوید اگر ملائكه در اغلب اوقات دور پیامبر بوده اند، پس چرا محمد (ص) افرادی را برای كسب اطلاع از امور قریش به سمت آنان می فرستاد و یا برای امور دیگری آنها را مامور می كرد در حالی كه باید به جای مردم، ملائكه را برای این كارها می فرستاد.

القمنی معتقد است كه قرآن یك نص تاریخی است و اشكالی ندارد كه آن را در معرض نقد اصلاحی قرار دهیم. این نقد اصلاحی به معنای ارتداد و یا بی احترامی به قران نیست بلكه به نظر وی یك اقدام جسورانه برای روشن كردن محدوده ای است كه پیشینیان خواستار تاریك ماندن ان بودند و آغاز انقلابی فرهنگی است كه باعث پیشرفت میراث عقلانیت در فرهنگ عربی اسلامی می شود تا اسلام را با نیازهای این انقلاب سازگار كند.

القمنی در كتاب «اهل دین و دموكراسی» اسلام را به سبب عدم مساوات بین مرد و زن در ارث متهم به ظلم می كند و می نویسد: « عقیده اسلام پر از اسطوره و افسانه است پس چگونه می توان آن را از این همه شائبه و نقص پاك كرد؟»

القمنی درباره تاسیس دولت اسلامی معتقد است كه عامل اقتصادی و تفكر عروبیت نقش زیادی در پیدایش و رشد اسلام بازی می كند. به نظر القمنی عبدالمطلب بن هاشم جد پیامبر دارای آگاهی و شعور سیاسی و قومی بالایی بود و تلاش نمود تا ریشه های اولیه به سمت وحدت قومی قبیله ای را بكارد و به همین دلیل از مردم خواست تا تمثال ها و بت ها را كنار بگذارند و سپس شروع كرد به كاشت تفكر آیین حنیف كه اساس آن را از دیانت ابراهیمی گرفته بود. به نظر القمنی پیامبر به تكمیل آنچه كه جدش شروع كرده بود پرداخت و اسلام از دست اریستوكراسی قریش رها شد و دولت عربی اسلامی تازه تاسیس شده به خاندان هاشمی رسید و رفته رفته نفوذ بنی امیه كم شد و درگیری تاریخی بین انها كه مبنای اقتصادی اجتماعی داشت بویژه پس از گسترش فتوحات حكومت جدید و انتشار پیام جدید این حكومت شروع شد و زمانی كه حزب بنی امیه فرصت بدست آورد، حكومت را به سختی از دست بنی هاشم در آورد و بر حكومت تسلط یافت.

اما درباره كعبه القمنی بر این نظر است كه كعبه توسط عرب ها ساخته  و قبل از آن چیزی به نام كعبه وجود نداشته است. بر این اساس القمنی در مارس 2010 از دولت مصر خواست تا كعبه ای در صحرای سیناء برای پیروان تمامی ادیان بسازد تا مردم از تمامی ملل و نحل در تمامی طول سال برای به جا آوردن حج به سیناء بیایند.

عده ای آراء‌، عقاید و كتاب های القمنی را شبیه نظرات «سلمان رشدی»‌نویسنده كتاب آیات شیطانی می دانند اما تنها تفاوتی كه صاحبان این تفكر بین این دو ذكر می كنند این است كه القمنی بر خلاف سلمان رشدی از الفاظ تند،‌زشت و زننده برای اهانت به اسلام استفاده نمی كند بلكه به آرامی و با نهایت ادب بدترین بی حرمتی ها را در حق اسلام مرتكب می شود.

القمنی در سال 2009 جایزه ای به قیمت دویست هزار جنیه مصری از طرف حكومت مصر دریافت كرد كه اعتراضات فراوانی به همراه داشت و شیخ یوسف البدری مبلغ اسلامی علیه «فاروق حسنی» وزیر فرهنگ و «علی ابوشادی» دبیركل شورای عالی فرهنگ كه مسئول اعطای این جایزه به القمنی بودند، به دادگاه شكایت برد.

عده ای نیز در مدرك دكترای القمنی تشكیك كردند و مدعی شدند كه دانشگاه كالیفرنیای جنوبی دانشگاهی جعلی بوده است كه خاندان «فاولر» تاسیس كردند و اعضای این دانشگاه به علت فروش مدارك جعلی در سال 1987 در ایالات متحده آمریكا دستگیر شدند. هر چند كه القمنی این اتهامات را رد كرده است اما پس از مطرح شدن این بحث، هیچ گاه وی مدرك خود را علنی نكرده است.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: سید القمنی ، مصر ، سلمان رشدی مصر ،
آخرین ویرایش: شنبه 25 اردیبهشت 1389 07:14 ق.ظ